العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
255
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
بدهد او غالى است بايد گفت اين نسبت موجب غالى بودن نميشود چون هستند در ميان كسانى كه جزء مشايخ قم شمرده شدهاند كسانى كه مقصّر نيز هستند بايد گفت غالى كسانى هستند كه دانشمندان واقعى را مقصر ميدانند چه اهل قم باشند يا جاى ديگر دنيا . ما از ابو جعفر محمّد بن حسن بن وليد حكايتى شنيدهايم كه نميتوانم او را مقصّر ندانم آن طورى كه نقل كردهاند او گفته است اول درجه غلو اين است كه سهو كردن از پيامبر و امام را دور بدانيم اگر اين جريان صحيح باشد او واقعا مقصّر است با اينكه از علماء و مشايخ قم است . گروهى از مجتهدها را خودمان ديدهايم كه واقعا در باره ائمه اعتقادشان موجب تقصير است و مقام ائمه را پائين مىآورند مدعى هستند كه ائمه عليهم السّلام بسيارى از احكام دينى را نميدانستهاند مگر اينكه بدل آنها القا شود بعضى از آنها مىگويند ائمه در احكام شرعى از خود راى ميدادهاند يا بظنّ و گمان ميگفتهاند و خود را از علماء هم ميدانند اين يك تقصير واقعى است كه شكى در آن وجود ندارد . در نشانهء غلو همين كافى است كه غالى از ائمه عليهم السّلام مراتب حدوث و مخلوق بودن را نفى مىكند و مدعى خدائى و قدم در باره آنها است چون معتقد به چيزهائى است كه موجب اين قدم و خدائى مىشود از قبيل آفرينش اجسام و بوجود آوردن جهان و چيزهاى ديگرى كه براى بندگان مقدور نيست ما باشخاصى كه چنين اعتقادى را داشته باشند احتياجى نداريم كه تحقيق از كارشان بكنيم تا حكم بر غالى بودنشان بنمائيم آن طورى كه ابو جعفر رحمة اللَّه عليه براى شناسائى غالى شرط دانسته .